ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

76

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

قرار بود بياورند به اينجا رسيدند . ناخدايان اين كشتىها اظهار داشتند كه : ما مىترسيديم كه در ساحل پهلو بگيريم چون مىديديم كه همهء كشتىها ( 3491 ) ئى كه به ساحل مىرسيدند خواه ناخواه ناچار بودند كه به خدمت سيد احمدخان درآيند . شايعات متواتر حاكى از آنست كه افغانان دوباره به روستاى بند على نزديك سه ميلى باختر اين شهر بازگشته و در انتظار آنند كه سپاهيان تازه نفس از جانب شيراز به يارى آنها بيايند گفته مىشد كه سپهسالار و بيگلربيگى شيراز فرماندهى اين سپاه را كه تخمينا از سه هزار مرد جنگى تشكيل شده به عهده دارد . گذشت زمان راست يا دروغ اين شايعات را روشن خواهد كرد . چهارشنبه 10 . نوكران محلى دستور ديروز رئيس شركت را از ترس يا از عدم تمايل انجام نداده‌اند . عجالة از اجراى آن دستور براى اينكه همهء نوكران را از دست ندهيم چشم پوشيده‌ايم . خبر مخفيانه‌اى كه ديروز دربارهء بروز زد و خوردهاى بيشتر پس از عزيمت سيد احمدخان از شهر به مدير شركت هلند داده شده بود امروز تأييد شد و معلوم شد كه ما به همين جهت بايد خودمان را مسلح كنيم . دستور مسلح شدن فراموش نشده همهء سلاح‌ها حاضر و آماده است و نگهبانان با چشمان باز شبانروز مراقب‌اند . در شهر شايعه‌اى بر سر زبانها بود ( پشت برگ 3491 ) كه نواب سلطان محمد ميرزا كه بواسطهء نگاهدارى سربازان فرارى ما و اعدام سپاهيان غالبا در روزنامهء سال گذشتهء ما از او ياد شده است با نيروئى شامل دو هزار تن حركت كرده و مىخواهد براى راندن سيد احمدخان به اينجا بيايد . نامه‌اى از سوى شيخ راشد باسعيدى به اينجا رسيد كه طى آن به رئيس خبر داده كه : « حاكمى به نام محمدخان از سوى زبردست‌خان « 46 » بيگلربيگى شيراز به اينجا آمده است از جناب رئيس استدعا دارم نامه‌اى خوب به اين مرد بنويسند كه

--> ( 46 ) - اين اشتباه است چون در اين زمان محمد خان بلوچ بيگلربيگى شيراز بوده است . رك نامهء او به اتلام Ka ، 1997 ، برگ 69 - 768